سيد علي اكبر قرشي

14

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( فَالْجارِياتِ يُسْراً . فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً . ) * * ( إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ وَإِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ » ) * ذاريات : 1 - 6 . ذاريات با واو قسم و جمعهاى ديگر با فاء آمده و نشان ميدهد كه سه امر بعدى نتيجهء اولى و يكى پس از ديگرى است . راجع به اين آيات به « جرى » رجوع شود كه بطور مشروح دربارهء آنها سخن رفته است . ذعن : طاعت . انقياد ( مفردات ، اقرب ) * ( « وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْه مُذْعِنِينَ » ) * نور : 49 . اگر حق بر له ايشان باشد بسوى آن در حال طاعت و انقياد ميايند . در نهج البلاغه خطبهء 180 هست « نستعين به استعانة . . . مذعن له بالعمل و القول » از او يارى ميجوئيم يارى جستن كسى كه با عمل و قول در طاعت و انقياد اوست . ناگفته نماند : ذعن و اذعن هر دو بيك معنى است ( قاموس ) و اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است . ذقن : چانه . * ( « إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِه إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقانِ سُجَّداً . . . » ) * اسراء : 107 ، اذقان جمع ذقن بمعنى چانه هاست . در مجمع و الميزان گويد : علت اعتبار اذقان آنست كه چانه در وقت سجده نزديكترين اجزاء صورت به زمين است . در الميزان اضافه كرده : گفته شده مراد از اذقان صورتهاست و جزء بطور مجاز بر كلّ اطلاق شده است . در اقرب الموارد آمده : « خرّ لوجهه : وقع » يعنى بر رو افتاد معنى آيه چنين مىشود : آنان كه پيش از نزول قرآن دانش داده شده‌اند چون قرآن بر آنها خوانده شود بر چانه ها به سجده ميافتند مراد از آيه چنان كه الميزان گفته سجده است بقرينهء « سجّداً » و ذكر اذقان بدان جهت است كه گفته شد . ولى فكر ميكنم منظور از سجده تواضع و خم شدن است نه سجدهء متعارف يعنى آنگاه كه قرآن بر آنها خوانده شود در اثر تواضع و انقياد آنقدر بر رو مىافتند تا چانه ها به زمين برسد و در آيهء بعدى آمده * ( « وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقانِ ) *